درباره هيأت نظارت و ارزیابی > معرفي هيآت نظارت و ارزیابی (اهمیت نظارت و ارزیابی)

 اهمیت نظارت وارزیابی
درباره نظارت
  

نظارت و ارزیابی در جوامع پیشرفته، بسترساز کارایی و اثربخشی نظام متبوع خود هستند و همواره از جایگاه با اهمیت و درخور توجهی برخوردارند. اهمیت این امر در آموزش عالی دوچندان است زیرا نظام آموزش عالی به عنوان نظامی پیشرو و تعیین کنندة خط مشی قادر است زمینه توسعه در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و انسانی را فراهم آورد و سایر حوزهۤها را تحت تأثیر قرار دهد. به همین منظور آگاهی از میزان تحقق اهداف آموزش عالی و اطلاع از نارسائیۤها و نقاط قوت (وضعیت موجود) از ابزارهای لازم و اساسی است که میۤتواند تصمیمۤگیران، سیاستۤگذاران و برنامهۤریزان آموزش عالی را در جهت بهبود روشۤها و نیل به اهداف و افزایش بازدهی یاری نماید.

  

سازمانها به منظور حصول اهداف مشخصي شكل مي گيرند. از اين رو لازم است تا همواره كيفيت و عملكرد آنها مورد نظارت و ارزيابي قرار گيرد تا با شناخت نقاط قوت و ضعف و در پرتو نتايج حاصل، مسير فعاليتها و اقدامات در راستاي تحقق اهداف مورد نظر، هدايت گردد.

                                                     درباره ارزیابی 

 هرسازمان به منظور آگاهی از میزان مطلوبیت و کیفیت فعالیت های خود و نیز تحقق رسالت و اهداف پیش بینی شده ، بالاخص در محیط های پویا نیازمند به ارزیابی است . فقدان وجود نظام ارزیابی در یک سیستم و سازمان به معنای عدم بر قراری ارتباط با محیط درون و برون سازمان تلقی می شود که پیامد آن کهولت و در نهایت مرگ سازمان است . ارزیابی عملکرد موجب هوشمندی سازمان و برانگیختن مجموعه عوامل و افراد در جهت اهداف می شود.

 در هر جامعه، نظام و محتوای آموزش و پژوهش از مهمترین عوامل توسعه آن جامعه به شمار می‌آید. به همین دلیل، در برنامه‌های كلان هر كشور برای توسعه، به آموزش و پژوهش توجه اساسی می‌شود و تلاش می‌گردد تا امكانات مناسب برای پیشبرد نظام آموزش و پژوهش فراهم آورده شود. مانند هر فعالیت دیگر، برای سنجش میزان پیشرفت آموزش و پژوهش و اطمینان از این‌كه موسسات آموزشی و پژوهشی قادرند به هدفهای مورد نظر دست یابند، لازم است این موسسات به طور منظم مورد ارزیابی قرار گیرند. 

به  منظور  تحقق  اهداف  عام  و خاص  هر  نظام  دانشگاهي  و  دستيابي به سطح كيفيت مورد نظر، بايد كاركردهاي

مديريت دانشگاهي مورد استفاده قرار بگيرند. اين كاركردها شامل:
(1) برنامه ريزي، (2) سازماندهي و هماهنگي، (3) هدايت و رهبري و (4) نظارت و ارزيابي، است.

تفاوت نظارت و كنترل :( تعریف نظارت)

  اصطاحات نظارت و كنترل معمولاً به صورت مترادف و هم معني با هم بكار گرفته مي شوند ولي در وا قع اين دو اصطلاح داراي معاني متفاوتي هستند ولي كاملاً به هم مربوط و وابسته اند.

نظارت و كنترل يعني بازديد و مراقبت از طرز پيشرفت اجراي عمليات در مقايسه با وضع مطلوب و به دنبال آن تغيير عمليات به منظور جلوگيري از انحراف در تحقق اهداف پيش بيني شده سازمان مي باشد.

تعريف فوق از دو قسمت تشكيل شده است : قسمت اول كسب اطلاعات از طريق مشاهده و بررسي وضع موجود و تعيين پيشرفت كارها در مقايسه با وضع مطلوب است كه نظارت ناميده مي شود و قسمت دوم يعني كنترل به منظور باز گردانيدن سيستم اجرايي به شكل درست و مطلوب آن از طريق انجا م كارهاي اصلاح كننده مي باشد كه يك فرايند اجرايي و عملياتي باشد.  

در واقع نظارت، مهم تر و مقد م بر كنترل مي باشد زير ا نظارت يك امر مشاهده اي و تحقيق مي- باشد و اگر در يافتن انحرافات جريان عملياتي سازمان موردي ديده نشود نيازي به كنترل نخواهد بود.
هدف و فلسفه ي وجودي نظارت و كنترل اصلاح و بهبود است و اگر اين ويژگي در نظام كنترلي موجود نباشد ،
سيستم
دوام چنداني نخواهد داشت.
نظارت مانند یک ترازو است.

تعریف دیگری که از کنترل و نظارت کرده اند  عبارت است از : « ارزیابی تصمیم گیری ها و برنامه ها از زمان اجرای آنها و اقدامات لازم برای جلوگیری از انحراف عملیات نسبت به هدفهای برنامه و تصحیح انحرافات احتمالی بوجود آمده » . و همانطور که در این تعریف ملاحظه می گردد ، ارزیابی جزئی از نظارت و کنترل بحساب می آید. 

تعریف ارزیابی

گردآوری اطلاعات  درباره  فعالیت ها،  ویژگی ها  و  برونداد های  یک  برنامه یا یک سیستم و قضاوت درباره آنها، تطبیق آنها با استانداردها برای بهبود اثربخشی و یا اطلاع رسانی برای تصمیم گیری جهت برنامه ریزی آینده.

از نظر لغوي واژه ارزيابي به معني تعيين ارزش چيزي است . (معين 1371 ، 199  ) به گفته برخي از صاحبنظران ،ارزيابي با دو واژه ارزشيابي و سنجش مترادف مي باشد و نمي توان بين اين سه واژه تفاوت معنايي و مفهومي قائل شد . عده اي نيز اين سه واژه را از يكديگر تفكيك كرده و حيطه كاربرد آنرا درجه بندي كرده اند . بعنوان مثال ابيلي ارزشيابي را جامع تر از ارزيابي ميداند و حيطه كاربرد آنرا وسيعتر از ارزيابي مي شمارد (ابيلي 1375 ، 110 ) در حاليكه سيف ارزشيابي را جامع تر از سنجش دانسته و سنجش را جزيي از ارزشيابي مي داند . (سيف 1375 ، 33 ) به نظر كيا منش ارزيابي به منظور ارزيابي عملكرد فراگير يا فراگيران و ارزشيابي به منظور ارزشيابي برنامه ، دوره ، درس و يا  مؤسسه به كار گرفته مي شود . همچنين به نظر او سنجش مترادف با اندازه گيري مي باشد و تفاوت سنجش با ارزشيابي ، را در اين مورد دانسته كه سنجش علي الاصول فعاليتي غير ارزشي بوده در حاليكه در ارزشيابي قضاوت در ميان مي باشد (كيامنش 1368ـ 26 ـ30 ) از سوي ديگر بازرگان سه واژه مذكور را مترادف به كار مي برد .

اولين تعريف ارزيابي به نام رالف تايلر ثبت شده وي ارزشيابي را وسيله اي جهت تعيين ميزان رسيدن برنامه رسيدن به هدفهاي آموزشي مي داند . در اين تعريف  هدف هاي آموزشي به تغييرات مطلوب اشاره مي كنند كه انتظار مي رود در اثر  اجراي برنامه آموزشي در رفتار فراگيران حاصل آيد .

                                                                                               

 


 

 

 
همدان، چهارباغ شهید مصطفی احمدی روشن، دانشگاه بوعلی سینا    
 
کد پستی: 65178-38695   تلفن: +98-81-38381601-10    

پیاده سازی و اجرا توسط شرکت شبکه فراپیوند